بسم الله الرحمن الرحيم 
بيا تو
|
|
حکایت ها که با تو از دل بی تاب می کردم
اگر با سنگ می گفتم دلش را آب می کردم
گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست
به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم ؟ گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم
بی تو در خلوت شب همه شب بیدارم اه ای خفته که من چشم براهت دارم
خانه ام ابری و چشمان تو همچون خورشید چه کنم از اندوه نگاهی عسلی سرشارم ؟

![]()
![]()
اين رشته كوه از يك سو ، از ناحيه سرحد بلوچستان وحوالي ” تفتان ” شهرستان خاش بنام كوههاي ” مورپيش” و” گزور” شروع شده ودر ادامه مسير بطرف شرق از شمال شهر سراوان گذشته ودر ناحيه مرزي ” كوهك” از مرز شرقي كشورايران خارج در محلي بنام ” سبز كوه” در حوالي شهر ” پنج گور” وارد كشور پاكستان شده واين رشته كوهها پس از عبور از شهر ” كويته” با مرتفع ترين قلعه آن بنام ” بز كوه ” بنام ” كوههاي سليمان” شناخته مي شود در ميان اين رشته كوه در شمال شهر سراوان دره هاي متعددي وجود دارد كه در اكثر قريب به اتفاق آنها اين گونه نقوش ديده مي شود![]()
از مهمترين مناطق شهرستان سراوان كه در آن از اينگونه سنگ نـگاره ها شناسايي شده، مي توان به كوه مهرگان ” دره كنديك” دره شير وپلنگان دره دار ساوات ، دره درو نزك، دره هلي ، كوه تونان سب وسوران ونقاشي هاي صخره اي پير گوران روستاي ناهوك سنگ نگاره هاي سر دشت ناهوك ودره نگاران وگشت وغيره اشاره نمود![]()
نقوش اين سنگ نگاره متعلق به ادوار مختلف زندگي بشر از حدود ده هزار سال قبل تادوران معاصر مي باشد كه ايجاد برخي نقوش جديد باعث محو نقوش قديم تر شده است.
سنگ نگاره هاي كوه مهر گان:![]()
![]()
![]()
اين كوه كم ارتفاع با ارتفاعي حدود 40 متر در فاصله 400 متري حومه شرقي شهرسراوان قرار گرفته است. برفراز اين كوه برروي صخره هاي نسبتا صاف و هموار آن نقوش كند فراواني ديده مي شود كه از جمله مهمترين موضوعات نقوش آن مي توان به نقوش شكار حيوانات علفخواري همانند غزال وجيبر وبز كوهي توسط انسانهايي سوار براسب ونقوش سمبلك ونمادين اثر پا ودست وهمچنين نقوش شطر نجي ( زمينهاي زراعي ومالكيت) ونقوش انساني يا حيواني همچون نقش دو انسان در حال گفتگو با يكديگر ويا نقش يك بز ويك غزال يا جيبر وغيره اشاره نمود
![]()
تعداد آثار تاريخي شناخته شده شهرستان ۳۱۵ اثر ميباشد كه از اين تعداد ۵۶اثر آن در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است در اين شهرستان حدود 21 قلعه شنا خته شده وجود دارد كه از برجسته ترين آنها مي توان به قلعه تاريخي سب ، قلعه دزك ، قلعه كنت ، قلعه كهنه و قلعه شيشه ريز نام برد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




بلوچ در هر كجاي دنيا و در هر نقطه از سرزمين ايران زندگي كند اصالت خودش را حفظ كرده و رسم و اداب بلوچي را بجا مي اورد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرهنگ و هنر بلوچ ها بسيار گسترده هست و در گذشته خانه هاي خود را تزئين مي كردند و اين اويزها در حدود 5000سال پيش نيز خانه هاي بلوچ را جذاب مي كرده است.![]()
![]()
اولین و آغاز بلوچ ها به قرن ششم قبل از میلاد برمی گردد یعنی زمانی که کوروش، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، آنها را تشویق کرد تا در ایالات شمالی ایران ساکن شوند.
استان پهناور و استراتژیک سیستان و بلوچستان با بیش از یکهزار و ۴۰۰ کیلومتر مرز آبی و خشکی، همسایگی با کشورهای افغانستان، پاکستان و عمان و با بیش از ۱۱ درصد مساحت کل کشور با ۱۸ هزار و ۷۵۹ کیلومتر مربع وسعت شامل بخش سیستان با ۱۴ هزار و ۶۱۷ کیلومتر مربع وسعت (۵/۷ درصد) و بخش بلوچستان با ۱۷۲ هزار و ۸۹۲ کیلومتر مربع وسعت (۵/۹۲ درصد) و با تنوع قومی - مذهبی اقوام متعددی را در آغوش گرفته است. در این فرصت به تاریخچه و نقش قوم بلوچ که بیش از دو سوم جمعیت استان را در بر می گیرد و نقش آن در تقویت هویت ملی ایران پرداخته می شود.
اولین و آغاز بلوچ ها به قرن ششم قبل از میلاد برمی گردد یعنی زمانی که کوروش، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، آنها را تشویق کرد تا در ایالات شمالی ایران ساکن شوند. بلوچ ها مدت یکهزار سال در آن مناطق کوهستانی اقامت داشتند و به عنوان نخبگان سپاه امپراتوری هخامنشی و ساسانی خدمت کردند. در عهد هخامنشیان، کیانیان و ساسانیان بلوچ ها ستون فقرات نیروهای نظامی پادشاهان باستانی ایرانی بودند. در اواخر عهد ساسانی و مقارن ظهور اسلام، بلوچ ها از شمال و شمال غرب به جنوب ایران در کرمان مهاجرت کردند و تا حمله مغول در آنجا اقامت کردند و پس از آن بار دیگر به جانب شرق مهاجرت کردند و در مناطق کنونی ساکن شدند.
فردوسی در شاهنامه ، بلوچ ها را ستون فقرات سپاه ایران در جنگ علیه تورانیان در دوران کیکاووس و کیخسرو می داند و می گوید؛ «در بسیاری از موارد که دشمنان عرصه را بر ایران زمین تنگ کرده اند در آن حساس ترین شرایط مرزداران بلوچ در نهایت وفاداری و میهن دوستی از دادن سر خویش دریغ نورزیدند و نیز بلوچ ها بخشی از نیروهای نظامی انوشیروان بودند و در هنگام استقبال سپاه او از سفیر چین در میان گارد سلطنتی جنگجویان گیلان، آلان و بلوچ با سپرهای طلایی حضور داشتند».
فردوسی ادامه می دهد؛ «آنگاه که سیاوش برای نبرد با افراسیاب زبده ترین نام آوران را برمی گزید قبل از همه سپرور آن شیراوژن کوچ و بلوچ را شایسته همرزمی رستم و طوس دانست:
گزین کرد ز آن نام آوران سوار/ دلیران جنگی ده و دو هزار
هم از پهلو، پارس، کوچ و بلوچ/ ز گیلان جنگی و دشت سروچ
سپرور پیاده ده و دو هزار / گزین کرد شاه از در کارزار
کیخسرو هم برای انتقام خون پدرش سیاوش نیازمند دلاوری های دلاورمردان بلوچ بود. شاه اشکش را که یکی از پهلوانان ایرانی بود به فرماندهی بلوچ ها گماشت. اشکش با سپاهی از پلنگ افکنان کوچ و بلوچ که هیچ گاه به جنگ پشت نمی کردند با پرچمی پیکرپلنگ که گویی از آن جنگ و دلاوری می بارید به گرفتن انتقام خون سیاوش آماده نبرد کرد. شاه ایران از این دلاوری و احساس مسوولیت دلاورمردان بلوچ شادمان شد و بر آنان آفرین گفت: